صـــــاحب چشم تو و شور و نوائی شده ام
اون آمد تا عاشقی رونق بگیره
دل من هنوزنداره این روباور
که قشنگترین بهارم برسدلحظه ی آخر
سال نوبر شما مبارک باد
مدتی بود که بعلت مشکلات مختلف افتخار شرفیابی خدمت شما نور
چشمان را نداشتم وخواستار عف بخاطر غیبت بدون اطلاع قبلی را
دارامی باشم
گفتمش بی توچه میبایدکرد
عکس رخساره ی ماهش راداد
گفتمش همدم شبهایم کو
تاری از زلف سیاهش داد
یادگاری به همه دادوبه من
انتظار سرراهش را داد
دوست داشتن را در نگاهت دیدم
عشق را درباورت دیدم
غم را در چهره ات دیدم
شادیت را در خندههایت دیدم
محرم
ماه ایثار وازخودگذشتگی
برعاشقان ثارالله تسلیت باد
التماس دعا
فرياد نزن!
فرياد نزن ای عاشق فرياد نزن!
بی سبب نيست چنين فريادم بی گناه در دام عشق!
افتادم چه درست چه غلط زندگيه هم خودم هم تورو بر باد دادم!
بی گناه در دام عشق افتادم!
اگر احساسم رو ميفهميدی... ما سزاواريم اگر گريانيم!
وقتی پيمان دلو مي بستيم گفته بودی فقط عاشق هستيم
ولی به عشق نگفتيم هرگز.
نه گناه کاريم نه بی تقصيريم منو تو بازیچه ي تقديريم.
هر دو در بیراهه بی راه عشق با دل و احساس خود!
زندگي به مرگ گفت :
چرا آمدن تو رفتن من است ؟
چرا خنده ي تو گريه ي من است ؟
مرگ حرفي نزد!!!
زندگي دوباره گفت :
من با آمدنم خنده مي آورم و تو گريه
من با بودنم زندگي مي بخشم و تو نيستي
مرگ ساکت بود زندگي گفت :
رابطه ي من و تو چه احمقانه است !!!
زنده کجا گور کجا ؟
دخمه کجا نور کجا ؟
غصه کجا سور کجا ؟
اما مرگ تنها گوش مي داد
زندگي فريادزد :
ديوانه لااقل بگو چرا محکوم به مرگم ؟؟؟
و مرگ آرام گریست!!!
ولی بازم چیزی نگفت......
فرياد را برايت هديه مي آورم سكوتت را به من
ببخش.
هزاران شادی برایت خواهم آورد غمهایت را به
دستانم بسپار.
ادامه مطلب
حالا دیگر خوب می دانم آرزوی آمدنت را هم
مثل سکوت ذلال چشمهایت به گور خیالهای
محال خواهم برد اما دیگر به بیقراریه این دل
وامانده و دل دله دیدارت مدیون نیستم من
همه ی این سالها آمدم واز همه سراغ سادگیت را
گرفتم اما دیگر تو نبودی تو انگار همراه آن خنده ی
آخرین برای همیشه رفتی به جایی که دیگر دست
خیال و خوابم حتی به گرد نگاه هایت نرسید مهم
نیست که دلت به هوای دیگری می تپد مهم
این است که من تنهایم
آنهم فقط به خاطر تو.....
حبیبه من....
ا

